پروانه

خرید بک لینک
#×#×#×#×# پروانه #×#×#×#×#

عاقلم من یا یکی دیوانه ام

عاشقی اندر صف پروانه ام

هم چو پروانه ندارم ترسی از آتش ولیک

چونکه بی پروا شدم با محرمان پروا، نی ام

دوستار آنچه ، هر پروانه و، پروا ندار

این دو روز زندگی تو شمع ومن پروانه ام

من اگر نیکم ، اگر نا بِخِردم

محفلت را چند روزی من فقط پروانه ام

گاه بالم ، گاه دست و پای خویش

می کنم تقدیم چون در خُوی من پروانه ام

تا وجودت شمعِ روشن در سرایِ من بُود

میکنم خود را فدا ، زیرا که من پروانه ام

بعدِ آنیِ که وجودم سوخت از خاکسترم

بر چمنزار و گلستان بَر که من پروانه ام

ما ب درگاهِ نیاز رفتیم و شد

آخَر کار هرچه باشد من یکی پروا، نی ام

سروده ی1386/02/27

اشعار...

ما را در سایت اشعار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 10:56

صفحه بندی