ابر آمد، آب بارش، گوئيا بر سرزمين ما نداشت
سفره راهنگام دی ازمانهانش کرد چون باران نداشت
تاکه نوبت بود چل روز بزرگ فصل سرد سرما نداشت
ابرمی شد آسمان امادریغ یک قطره هم باران نداشت
پیش بینی می شود درچله ی کوچک ب بارد او بدشت
هم بکوه وهم بصحراهم بدریاپیش اوفرقی نداشت
رحمت یکتا گرش بارد زمستانها ب کوه هم بدشت
نو عروسی در بهاران پر زگل گردد تمام کوه ودشت
بارالهامافقیربارش باران وبرف ونعمتت برکوه ودشت
درتمام ماهها ازمهروآبان،بهمن واسفندتا اردیبهشت
<<<<>>>> 1393.11.05 <<<<>>>>
اشعار...ما را در سایت اشعار دنبال میکنید
برچسب: ابر آمد,ابر آمد و باز بر سر,ابر آمد و باز,ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید,ابر آذاری برآمد,بوجود آمدن ابر, نویسنده: بازدید: 122